|
مرگ زندگيست ......... گذرگاه زندگي مرگست
|
خدا حافقظ دوستای گلم دیگه نمی خوام خودم گول بزنم نه دنیا رو دوست دارم نه دنیای مجازیرو پس از این یکی دنیا می تونم خودم رو رها کنم اون دنیای واقعی هم یه روزی دست از سرم بر می داره

شرمنده همه دوستای گلم می شم ولی باید برم دیگه نمی تونم کم آوردم
با تمام وجود دوستتون دارم
خداحافظ
ساحل رویای من دریای بی کرانت کجاست
آن همه غم قصه در پهنای بی کرانت کجاست
ساحل من آن دل بی قرارت را آرام آرام نوازش می کنم
با آن نگاه معصوم صدایش می کنم
ساحل من با آن همه بزرگی در خیال معشوقه ام کوچک گشته ای
بنگر به دریای نگاهش اینگونه آواره و تنها گشته ای
ساحل من با این همه امواج خروشان باز هم با یار بیگانه گشته ای
دریای بی کران باز که دست به دامان آسمان گشته ای
دریا بنگر به آسمانی که دست به دامنش گشته ای
آسمان طوفانی گشت و ساحلت را کرد ویرانه ای


اِی که رویت یکی را از خود بی خود کرد
اِی که نامت آن یکی را حیران کرد
برگرد که عاشقی را از بحر کرد
وقت است که آن دو را تنبیه کرد
سومی گشت آشنا با فکرت
راه آن دو را از نوع آغاز کرد
دلش داد به هر جا که تو پرواز کرد
سومی در دام تو هم عاشقی آغاز کرد
بحر هر سه عشق بازی آغار کرد
اولی را با خود از تنهایی آغاز کرد
دومی از روی هوس آشنا کرد
سومی را از روی عاشقی ناز کرد
هر سه را از روی غفلت آزاد کرد
حال ماند تنها تر از آن روزها...


تنها زیر آن چیک چیک بارون می روم راهی که دیگر نداره برگشتی راه می روم بی آنکه تو را از یاد برده باشم برده ای از یادت بیرون منی را که نبردمت زِِ یادم
....................................................................
هر جا هستی یادت اینجا پیش من است فقط حیف که از یادم برده ای...
.......................................................................................................................................
گفتم عاشقم گفتی عاشق چی؛ گفتم عاشق چی نه عاشق کی: گفتی خوب حالا عاشق کی سکوت کردم و گریستم خندیدی گفتی گریه کسی نیست همون عاشق چی ...
......................................................................................................................................
